آرزو...
ارزو دارم سایه ای باشی
بر سر لحظه های بی پناهم
همسفرم شوی در سکوت جاده ی تنهایی
تو نـــــــاز من هستی و من نیــــــاز توام
سوز نهان در ساز توام
آرزو دارم زیر سقفی از مهربانی
برای هـــم باشیم
همچـــــون آئینه
صداقت را نثـــــار همدیگر کنیم .
من به تنهايي يک چلچله در کنج قفس... بندبندم همه در حسرت يک پرواز است... به تومي انديشم... که تو زيباتر از انديشه يک پروازي...
ارزو دارم سایه ای باشی
بر سر لحظه های بی پناهم
همسفرم شوی در سکوت جاده ی تنهایی
تو نـــــــاز من هستی و من نیــــــاز توام
سوز نهان در ساز توام
آرزو دارم زیر سقفی از مهربانی
برای هـــم باشیم
همچـــــون آئینه
صداقت را نثـــــار همدیگر کنیم .
سـ ــــلام به دوستــ ـــای نتی خوب خــ ــــــــودمــــ ...
اومدمـــ فقط عیـــ ــــد و بهتون تبریکــــــ بگمـــــ و برمــــ ...
ســ ــال 90 همـــ با همه خوشــی و ناخوشــی، تلخــی وشیرینــی داره روزهای
آخرشـ ـــو سپریـــ میکنـــه
امیدوارمــ که سال جدید و خوبیـــ و با خـ ــانوادتون شروع کنیــــد...
از همتون التمـ ــاس دعــ ـــا دارمـــ هر خوبی و بدی کـ ـــه تو سال90 ازم دیدید منـــو به بزرگیــ خودتــون ببخشیــد
...
ایشاا... تو سال جدید این غیب شدنمـــ و کمتر میکنـــــمـــ
...
خب مـ ـــا اینیمـــ دیگـ ــه
نازنین فـــ ـــدای همتون بـشــ ــــه دوستتون دارمــــــــــــــ زیادتــــ ــــــــــــــــااااااااا
ســ ــــــــــــال 91 به همـــ ــــــــــه شمــــ ــــــــــا مبـ ــــــــــــــــــــــاااااااااااااااارکـــــــــــ
فعلا بابای



عشق یعنی؟؟؟؟؟
- تو رو ببخشه و بازم یه فرصت دیگه بهت بده...
- نا امید نشدن...
- با هم تصمیم گرفتن...
- زندگی رو شروع کردن حتی اگه برای شروع
غیر از همدیگه هیچی نداشته باشین...
- در موفقیت ها و شکست های هم شریک بودن...
- چیزی رو از هم قایم نکردن...از دیدنش طاقتت طاق بشه...
- سعی کنین حال همدیگه رو درک کنین...
- برای عذر خواهی پیش قدم شدن...
- وقتی دوری هر روز بهش زنگ بزنی...
- همیشه برای هم وقت داشتن...
- هیچوقت از دیدن اون چهره همیشگی خسته نشی....
نظــــر شمـــــــا در مورد عشــــــق چیه ؟؟؟؟؟
دوستان گلـــم منتظر جواب های شما هستم.
افسوس می خورم ... چرا؟ چرا با رفتن تو..........
بهار می آید ؟...آمدی در سرمای زمستان... به سردی زمستان بودی.....
به غم انگیزی شبهای تنهایی... به خشکی برف... می روی... بهار می آید ...
به نظر معامله خوبی است....امید آن دارم بهار گلی بر چهره ات بنشاند ...
چه امید مبهمی... گردش روزگار خطا ندارد .... زمستان هیچ گاه بهار را نمی بیند!
وقتی تو می مانی
عشق می ماند
نیلوفر به اعتماد شانه های کاج پیر
سرک می کشد به تپه های سرخ
وقتی تو می مانی
انگار دوباره گل می کند خنده هایم
اگر تمام ابرها هم ببارند
دلم ابری نمی شود
شرط با تو بودن بی غصه بودن است !
چون کاغذی نیمه سوخته در انتظار کبر یــ تی دیگرم...
شاید برای سوختن ،شـــ مع زیباتر باشد
اما !!!
هر چه هســـ تم میـــ سوزم
آری
کبـــ ر یــ ت بکش ، حتی در باد...
سلااااااااام به دوســتای گـــــل خودم
منم ماه محــــــــرم وبه همه شما
تسلیت میگم...
نه اینکه حرفی برای گفتن نباشد ، هست
حرف هست
عشـــــــــق هست
بغض هست
درد هست !!!
اما ...
چه بگویم وقتی
نه در انزوای خالی سکوتم دستی مهربان
نه تلاش دوباره ای برای نو شدن
گمان مبر همیشه حوالی خواب های تو بیدارم
گمان مبر که همیشه عاشقانه می نویسم و می خوانمت
عشـــــــــق ؛
به زخم که برسد ، سکوت می شود
زخم که عمیق شود ، بیداریِ دل ، درد دارد !
من
در این بغض های هر لحظه
در این دلتنگی های مدام
در این آشفتگی های دقایقم
دارم
سکوت
می شوم
با من از عشــــــق چیزی بگو
پیش تر از آنکه زخم هایم عمیق شود!