من به تنهایی یک چلچله در کنج قفس... بندبندم همه در حسرت یک پرواز است... به تومی اندیشم... که تو زیباتر از اندیشه یک پروازی...

 

افسوس می خورم ... چرا؟ چرا با رفتن تو..........

بهار می آید ؟...آمدی در سرمای زمستان... به سردی زمستان بودی.....

به غم انگیزی  شبهای تنهایی... به خشکی برف... می روی... بهار می آید ...

به نظر معامله خوبی  است....امید آن دارم بهار گلی بر چهره ات بنشاند ...

    چه امید مبهمی... گردش روزگار خطا ندارد .... زمستان هیچ گاه بهار را نمی بیند!


برچسب‌ها:
+ دختـرکــ ♥ تنهـــا (نازنین) قطره های بارون ()

 

وقتی تو می مانی

عشق می ماند

نیلوفر به اعتماد شانه های کاج پیر

سرک می کشد به تپه های سرخ

وقتی تو می مانی

انگار دوباره گل می کند خنده هایم

 اگر تمام ابرها هم ببارند

دلم ابری نمی شود

شرط با تو بودن بی غصه بودن است  !

 


برچسب‌ها:
+ دختـرکــ ♥ تنهـــا (نازنین) قطره های بارون ()