من به تنهایی یک چلچله در کنج قفس... بندبندم همه در حسرت یک پرواز است... به تومی اندیشم... که تو زیباتر از اندیشه یک پروازی...

شب برای چیدن ستاره های قلبت خواهم امد!


بیدارباش.........


من باسبدی پراز بوسه می ایم


و آن راقبل از چیدن روی گونه هایت می کارم


تابدانی ای خوب من......


                                                           دوستت دارم


برچسب‌ها:
+ دختـرکــ ♥ تنهـــا (نازنین) قطره های بارون ()

من غم انگیزترین قصه ی شهرم هستم

زیر باران هستم!

کــنج دیوار درون کوچه

خیس و تنها و کمی یخ زده ام

و بخار نفسم دستم را

اندکی گرم نگه می دارد

من همیشه اینجا زیر باران هستم

و همسایه پشت آن پنجره گرم

در این تنهایی....

چه کسی گفت که باران زیباست؟؟؟؟؟

 


برچسب‌ها:
+ دختـرکــ ♥ تنهـــا (نازنین) قطره های بارون ()

مرا این خداحافظی خوش است

که در پس خود سلامی بارانی تر دارد

آری من دارم میرم ولی با یک دوست

بر میگردم با چند دوست

دوستانی بارانی تر از خود باران

آسمان آنها را گرفته است

ودیگر ریزشی را ندارند

چون آسمان بهترین باران

را انتخاب میکند ودیگر اجازه

ریزش را به آنها نمیدهد

آسمان آنها را دوست دارد

و پیش خود نگه میدارد

آسمان مهربان است

دلسوز است....

برای باران های دگر..

پس اجازه میدهد که قطره ای با قطره هایش بر خود کند

من یکی از قطره هام که در راه برخوردم

 به زمین می افتم

تا آسمان به زمین هم هدیه ای داده باشد.


برچسب‌ها:
+ دختـرکــ ♥ تنهـــا (نازنین) قطره های بارون ()