من به تنهایی یک چلچله در کنج قفس... بندبندم همه در حسرت یک پرواز است... به تومی اندیشم... که تو زیباتر از اندیشه یک پروازی...

ساعت عشق...

هرگز به دستش ساعت نمی بست،

روزی از او پرسیدم:

پس چگونه است که همیشه سر ساعت به وعده می آیی؟!

گفت ساعت را از روی خورشید میپرسم!

پرسیدم روزهای بارانی چطور؟

گفت روزهای بارانی همه ساعت هایش ساعت عشق است.

 


برچسب‌ها:
+ دختـرکــ ♥ تنهـــا (نازنین) قطره های بارون ()