من به تنهایی یک چلچله در کنج قفس... بندبندم همه در حسرت یک پرواز است... به تومی اندیشم... که تو زیباتر از اندیشه یک پروازی...

به جـــــاده نگــاه میکنم،

خیس انتظـــــارم.

یک قدم به جلو میروم شاید زودتر بیایی،

سایه ام خنده اش می گیرد..

باز هم جـــــاده با همان چشمان بی رمق نگاهم میکند.

اینجا بوی تنهایی می آید،

چقدر دلم باران می خواهد.

یک قدم دیگر بر می دارم که باز هم پاهایم سکوت می کنند.

هوای اینجا پر از خیال توست!

خیس انتظــــــارم.

با خودم می گویم: امشب حتماً می آید،

جــــــاده باز هم نگاهم میکند.

زیر لب آیة الکرسی می خوانم،

چشمانم را می بندم و دوباره باز میکنم.

باران می بارد....

 

 

 


برچسب‌ها:
+ دختـرکــ ♥ تنهـــا (نازنین) قطره های بارون ()